کاسه ي شير _شعر - تابلو |
| بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صل علي محمد واله وعجل فرجهم اللهم العن قتله اميرالمومنين کاسه ي شير پس کي تمام ميشود اين راه پر خطر؟ کي ميرود شبانگه و کي ميرسد سحر؟ ديشب نبود کوچه چنين تار و پر ملال ايا شود که بار دگر بينمش جمال؟ لرزان مباش کاسه که هر لرزشت به جان طوفان کند به پا و دگر نيستت امان بايد به فرق منشق حيدر دوا شوي اي واي اگر به کوچه زدستم رها شوي حرفم به توس اي قدح بي قرار شير اي مرهمي به درد سر منشق امير داني دليل گريه و اين بي شکيبي ام اما چه داني از غم و درد و غريبيم آن روزگار بي کسي، آن روزگار درد بادرد بي کسي، چه خزان يا بهار سرد برجان و دل چنان در اميد بسته بود سنگينيه غمه همه عالم نشسته بود تا آن که ديدمش نه. علي اين يتيم ديد دست نوازشش به سرو صورتم کشيد ديگر اگر غمي به دلم بود يا نبود چشمان مست او زدلم درد ميربود بنگر تمام شد کوچه هميجاست خانه اش آن مرد را ببين که به ديوار شانه اش گويا به دست اوست دگر، دور نه فلک دورش طواف ميکند هر حور و هر ملک آري حسن بود که نگاهش بر آسمان اما چرا چنين بدنش ميخورد تکان؟ اي کاسه واي ما نکند دير گشته است حيدر ز ديدنم نکند سير گشته است؟ اينان کي اند؟ همچو من و همچو کاسه ام هم ناله اند با من و با استغاثه ام اينان چرا چنين به علي گريه ميکنند؟ بعد از علي تبار يتيمان چه ميکنند؟ ديگر که سر زند به يتيمان شبانگهان ديگر که لقمه بگيرد؟ که گذارد درين دهان؟ اين غصه در گلوي يتيم همچو تيغ تيز گفتا خدا تو درد علي در يتيم ريز خود هم خبر نداشت کي آن کاسه ي ثمين ازدستش اوفتاد شکست است بر زمين گريان به سوي خانه روان شد به اين اميد او هم بميرد از غم و دردي که ميکشيد فردا چو خواست طفل گرسنه رود به خواب ناگه صداي پاي همانند آفتاب ناگه صداي در که همان هيبت صداست امکان ندارد اين چو نواهاي مرتضاست يک آن يتيم جست و در خانه باز شد دست چنان علي به سر او دراز شد صوت عليست ميشوند اين يتيم ؟ نيست جز عطر مجتبي نفس اين نسيم نيست ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ [23/5/1387- 11:8 ع] درد [27/11/1386- 6:32 ص] داستان کوتاه(سرباز خانومم معلم) [7/11/1386- 12:17 ص] ذولجناح [8/10/1386- 12:32 ص] حواسش به همه چيز هست [16/9/1386- 12:27 ص] چرا الان ميگن ما بمب نداريم؟ [29/8/1386- 10:52 ع] مهمان امام رضا [12/8/1386- 1:10 ص] نژاد پرستي بجاي وحدت اسلامي؟ [30/7/1386- 11:37 ع] پيشگويي [10/7/1386- 12:24 ص] کاسه ي شير _شعر [31/6/1386- 2:15 ص] ضمانت.(داستان) [27/6/1386- 12:13 ص] اصل عمل است [2/6/1386- 12:22 ص] قران و روان [آرشيو شده ها] | منوي اصلي نویسندگان وبلاگ نوشته هاي پيشين جستجو خبر نامه
وضعيت من در ياهو موسيقي وبلاگ | ||||||
|